نانوتکنولوژی به مواد و سیستمهایی مربوط میشود که ساختار و اجزای آن به دلیل ابعاد نانومتری، خواص، پدیدههای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی، رفتار جدیدی را نشان میدهند. مواد دارای اندازه ذره نانومقیاس در حوزهای بین اثرات کوانتومی اتمها و مولکولها و خواص توده قرار میگیرند. با توانایی ساخت و کنترل ساختار نانوذرات میتوان خواص حاصل را تغییر داده و خواص مطلوب را در مواد طراحی کرد. نانو تکنولوژی هم اکنون در حال متحول کردن زندگی بشر است و در صنایع تحول زیادی ایجاد نموده و پیش بینی می شود این روال با سرعت بیشتری طی سالهای آتی ادامه یابد. از جمله حوزه هایی که نانو تکنولوژی در آن وارد شده است ، صنایع بالادستی نفت است که مطابق تعریف از اکتشاف تا قبل از پالایشگاه را شامل می شود. مرکز مطالعات تکنولوژی شریف در نظر دارد طی یک سلسله گزارشات، کاربردهای متنوع نانو تکنولوژی را در صنایع بالا دستی ارایه نماید. این گزارش به کاربردهای نانو مواد در گل حفاری می پردازد.
مقدمه
برای دست یابی به سیال مخزن می بایست چاههایی را از سطح زمین تا محل تجمع نفت و گاز (مخزن) حفر نمود. یکی از دیسیپلینهای مربوط به حفاری گل حفاری و سیتم گردش گل است. گل حفاری سیالی است که از دورن لولههای رشته حفاری به پایین پمپ میشود، از سوراخهای مته بیرون میآید و سپس از فضای حلقوی بین دیواره چاه و لولههای حفاری، کنده های حاصل از حفاری را به سطح حمل میکند. همچنین گل حفاری، کار خنک کردن مته و کنترل سیالات موجود در لایهها را نیز بر عهده دارد.گل حفاری باید خواص ریولوژیک و چگالی و ویسکوزیته مناسبی جهت حمل کندههای حفاری شده به بالا را داشته باشد و از قابلیت انتقال توان هیدرولیکی پمپها برخوردار باشد.
خواصی همچون چگالی مناسب با استفاده از نانوافزودنیها قابل حصول است. ویسکوزیته مناسب نیز با اضافه کردن نانوافزودنیهایی که خاصیت روغنکاری دارند (Nano lubricants) بدست میآیند. حصول خاصیتی همچون قابلیت انتقال توان هیدرولیکی و تراکمپذیری (Compressibility) از مهمترین عواملی است که به نظر میرسد با استفاده از نانوکامپوزیت ها, نانوتیوبهای کربنی و برخی از نانوپودرهای سرامیکی سخت با وزن مخصوص مناسب نظیر نانوپودرهای کربید سلیسیم قابل دستیابی باشد. گلهای حفاری یا پایه آبی هستند یا پایه نفتی (روغنی). برای حصول خواصی همچون چگالی مناسب، عدم خورندگی یا خورندگی کم، خاصیت روانکاری، جلوگیری از هرزروی، تراکمپذیری مناسب، سمی نبودن و بالاخص خاصیت تیکسوتروپ(ژلاتینی) از نانو افزودنی ها استفاده میشود. اگر احیاناً عملیات حفاری قطع شد، گل می بایست به حالت ژلاتینی در آمده و مانع از ته نشین شدن کنده های حفاری شده و از گیر کردن ابزار حفاری درون چاه جلوگیری کند. همچنین گل ژلاتینی باید به گونهای باشد که با کمترین تنش از حالت ژلاتینی به حالت روان درآید و مجدداً خاصیت تیکسوتروپیک گل را اعاده کند. در این بخش نیز با توضیح خواص فوق, نانوپلیمرها و نانوکامپوزیتها, نانوذرات رسی (Nano clays) و همچنین نانوپراکندهکنندهها (Nano dispersant) تأثیرات بسزایی روی بهبود این خواص دارند.
بارِن و همکارانش در سال (2003) موفق به تولید نانوموادی شده اند که سطحشان پرداخت شده است و به سیالات اضافه می شوند تا یک نوع کف خاص را تولید نماید. از کف مذکور در ساختن گل های حفاری سبک که می توان با آن حفاری غیرتعادلی(Under Balanced Drilling) انجام داد می توان استفاده کرد. این کف قابلیت خارج کردن ضایعات حفاری را نیز دارد.
فناوری نانو میتواند اثرات قابل توجهی در صنعت نفت داشته باشد، در مطلب زیر بعد از اشاره به برخی از این تأثیرات، تعدادی از کاربردهای فناوری نانو در صنعت نفت بویژه در بحث آلودگی محیط زیست و نیز سنسورهای نانو به طور مختصر معرفی گردیده است:
IT در حوزه نفت
وابسپارش گرمایی رویهای برای تبدیل مواد آلی پیچیده به نفت خام سبک است. این رویه تقلیدی از جریان طبیعی زمینشناختی است که در ساخت سوخت فسیلی اتفاق میافتد. در فشار و گرمای زیاد زنجیرههای بلند بسپار هیدروژن، اکسیژن، و کربن متلاشی شده و به شکل زنجیرههای کوتاه ترکیبات هیدروکربن با بیشینهٔ ۱۸ کربن درمیآیند.
از فوریه ۲۰۰۵ کارخانهای آزمایشی در ایالت میسوری امریکا با استفاده از زائدات بوقلمون روزانه ۴۰۰ بشکه نفت خام سبک تولید میکند. هزینهٔ تمام شده ۸۰ دلار برای هر بشکه گزارش شده است. این هزینه برای موادی که دارای کربن بیشتری باشند، مانند بطریهای پلاستیکی، کمتر خواهد بود.
نفت مایعی غلیظ و افروختنی به رنگ قهوهای سیر یا سبز تیره است که در لایههای بالایی بخشهایی از پوسته کره زمین یافت میشود. نفت شامل آمیزه پیچیدهای از هیدروکربنهایی گوناگون است. بیشتر این هیدروکربنها از زنجیره آلکان هستند ولی ممکن است از دید ظاهر، ترکیب یا خلوص تفاوتهای زیادی داشته باشند. ریشه واژه نفت از واژه اوستایی «نافتا» است. در برخی منابع قدیمی به صورت نفط نیز آمده است. نفت از باقی مانده حیوانات وگیاهانی که میلیونها سال قبل از محیط دریا (آب)، قبل از دایناسور ها زندگی می کردند، تشکیل شده است. در طی سالها، باقی مانده ها توسط لپه های گل پوشیده شده است. گرما وفشار این لپه ها به این باقی مانده ها کمک کرد تا به چیزی تبدیل شوند که ما امروزه نفت خام می دانیم. نفت ها از کجا آمده است؟ نفت خام، یک مایع زرد تا سیاه، بودار می باشد، معمولا در نواحی زیر زمینی که مخازن نامیده می شود، یافت می شود. دانشمندان و مهندسان یک منطقه انتخاب شده تا مطالعه نمونه های سنگی زمین را مورد استخراج قرار می دهد. اندازه گیریها انجام می شود واگر مکان از لحاظ نفتی مکان موفقیت آمیزی باشد، حفاری آغاز می شود. بالای چاه ساختاری که (گل)نامیده می شود، برای جا دادن وسایل ولوله ها ی مورد استفاده در چاه ساخته می شود. زمانی که حفاری تمام می شود، چاه حفر شده یک جریان ثابتی از نفت را به سطح زمین خواهد آورد.
ذخیره و نگهداری نفتخام در مخازن پالایشگاهی و پایانههای صادراتی، سبب میشود به مرور زمان مقدار زیادی نفت خام در ته مخزن رسوب کند. در صورت بازیافت این رسوبات و بازگرداندن آنها به سیستم پالایش، در پالایشگاهها و سیستم ذخیرهسازی در پایانهها، مقدار زیادی در نفتخام صرفهجویی میشود. در این گزارش، به اهمیت بازیافت این رسوبات، معایب روشهای متداول بازیافت در کشور و معرفی سیستم کراش اویل واشینگ (C.O.W.S) میپردازیم.
آسفالتین
به طور کلی آسفالتین به جامدات رسوب کرده حاصل از افزودن هیدروکربنهای سبک نظیر نرمال پنتان و نرمال هپتان به نفت اطلاق می شود . به عبارت دیگر آسفالتین یک مولکول پیچیده و غیر قابل حل در نرمال آلکانهای سبک و قابل حل در بنزن می باشد و می تواند از نفت یا زغال سنگ مشتق شود . رزین به عنوان کسر نامحلول در پروپان و محلول در نرمال هپتان معرفی شده است که به مخلوط آن با آسفالتین ، آسفالت گفته می شود . مشخص شده که عناصر تشکیل دهنده رسوب آسفالتین به توجه به عامل رسوب دهنده و مخزن نفت متغیر است . نسبت H/C بین 1.05 – 1.15 درصد و مقدار اکسیژن بین 0.3 – 4.9 درصد و مقدار نیتروژن بین 0.6 – 3.3 درصد و مقدار گوگرد بین 0.3 – 10.3 درصد تغییر می کند .
| نفتگیر یا تله نفتی ، به محل تجمع نفت و گاز گفته میشود. به عبارت دیگر به ناحیهای که از حرکت صعودی نفت و گاز جلوگیری کرده و سبب تجمع نفت گاز شود تله نفتی گفته میشود. سنگ مخزن مناسب ، منافذ به هم مرتبط ، وجود نفت و گاز و عامل بازدانده حرکت صدور کننده نفت و گاز یا پوش سنگ از جمله عوامل اصلی تشکیل دهنده نفت گیری باشد. |
میکروارگانیسم های زنده که بر همه باکتری ها، مخمر ها، کپک ها و قارچ های رشته ای برتری دارند، می توانند ترکیباتمختلف موجود در نفت خام را دچار تغییر و تبدیل کنند. این تغییر و تحول در نفت خام سبب کاهش ارزش اقتصادی نفت می شود؛ از این رو اهمیت داردکه واکنش ها و موقعیت های مخازن نفتی رابه لحاظ زمین شناسی بررسی کنیم. به این مجموعه واکنشها، تجزیه بیولوژیک نفت (Oil Biodegradation) می گویند. تجزیه بیولوژیک نفت خام به وسیله فعالیت های آنزیماتیک باکتری ها که در مخازن اصلی نفتروی می دهد، سبب می شود که میزان زیادی از کیفیت نفت در این گونه مخازن کاسته شود. تجزیه بیولوژیک نفت در همه موقعیت ها، چه درشرایط هوازی و چه در مخازن نفتی عمیق، که شرایط بی هوازی بر آنحاکم است، می تواند صورت گیرد. نزدیک به چهل سال پیش دانشمندان فکر می کردند که این تجزیه و تغییر تنها در مخازن عمیق صورت می گیرد، ولی امروزه این دگرگونی نفتی را در مخازن کم عمق هم یافتهاند. تجزیه بیولوژیک نفت سبب تغییرات کلی زیر درویژگی های نفت خام می شود:
-
**در این مطلب چند نمونه سنگ دگرگونی معرفی شده است**
کوارتزیت Quartzites
نوعی سنگ دگرگونی بسیار متراکم با درصد کوارتز بسیار زیاد است که بر اثر دگرگونی سنگهای رسوبی پرکوارتز مانند ماسه سنگها، کنگلومراهای کوارتزدار، چرت و ... به وجود میآید. فشردگی زیاد کانیهای سازنده این سنگ و وجود سیمان سیلسی بسیار محکم در بین ذرات سازندهی سنگ موجب میشود که در هنگام شکستن دانهها نیز بشکنند و لبههای تیزی درسنگ ایجاد شود به دلیل همین خاصیت در گذشتههای دور قطعات تیز کوارتزیت به عنوان ابزاری برای دفاع و شکار مورد استفاده بشراولیه قرار میگرفته است.
علاوه بر کوارتز کانیهای دیگری چون میکا، فلدسپات، گارنت و ... نیز میتوانند در این نوع سنگ وجود داشته باشند که البته بستگی به مواد ناخالص موجود در سنگ مادر دارد. مثلاً اگر جنس سیمان سنگ رسوبی که کوارتزیت از دگرگونی آن ایجاد شده است آهک باشد پس از دگرگونی، کانیهای کلسیت و یا دولومیت در سنگ خواهند شد.
رنگ کوارتزیت به رنگ ماسهسنگ و یا سنگ مادر آن بستگی دارد و معمولا بین سفید تا خاکستری متغیر است. این سنگ در دگرگونی مجاورتی و یا ناحیهای بوجود آمده و گاه نیز ممکن است حاصل متاسوماتیت باشد. ( کوارتزیتهای ناشی از دگرگونی ناحیهای دارای تورق میباشند)
در مجموعههای دگرگونی واقع در شرق ماسوله - ساغند یزد - شاندر من - اسالم - مجموعهی چابدونی و به شور در یزد سنگهای کوارتریتی قابل رؤیت هستند.

شیست Schiste
شیستها سنگهای دگرگونی متورقی هستند که کانیهای آن با چشمغیرمسلح قابل تشخیصند و بنابراین درجهی دگرگونی آنها ازاسیلیتها و فیلیتها بیشتر است. وجود شیستوزیته و یا لینه آسیون از مشخصات اساسی این سنگهاست. شیستها از فراوانترین سنگهای دگرگونی به شمار میروند و بر اساس فراوانی نوع کانیهای برتر محتوی آنها نامگذاری میشوند ( مانند میکا - شیست - کلرید شیست - گارنت شیست - تالک شیست و ..... )
شیستها میتوانند از دگرگونی انواع متفاوت سنگها و رسوبات از جمله رسوبات رسی ، سنگهای کربناته ، سنگهای نیمه باز یک - باز یک و اولترابازیک در محیطهای آبدار و خشک بوجود آیند.
برخی از شیستها در اثر فرایند متاسوماتیسم و تاثیر محلولهای هیدروترمال بر روی سنگهای منیزیوم دارای چون بازالتها در حرارتهای پایین شکل میگیرند.
شیستها در دگرگونیهای ناحیهای ، تدفینی و هیدروترمال بوجود میآیند.
نوعی از شیست به نام شیست آبی در اثر دگرگونی گریواکهها ، بازالتهای زیر دریایی و سنگهای سری افیولیتی که همگی با گودالهای اقیانوسی در ارتباط هستند بوجود میآید. در این نوع شیست حضور کانیهای فشار بالا و چگال ، معرف شرایط و فشار زیاد و حرارت کم حاکم بر محیط تشکیل آنهاست.

میکاشیت
در دگرگونیهای ناحیهای در اثر دگرگون شدن سنگهای رسی میکاشیتها به وجود میآیند. کوارتز و میکاروکانی اصلی سازندهی آنها هستند که با چشم غیر مسلح نیز قابل تشخیصند. کانی میکا که به وفور در این سنگها دیده میشود عمدتاً در امتداد سطح تورق قرار گرفته است. این امر موجب تورق آسان سنگ میشود. مسکویت(میکای سفید) مشخص کنندهی دگرگونی این سنگها، در درجهی ضعیف تا متوسط است و با افزایش درجه دگرگونی بیوتیت(میکای سیاه) در این سنگها ظاهر میگردد. در تمامی میکاشیتها، کانی فلدسپات به صورت دانههای ریز وجود دارد. گاهی بر اثر تغییر و تبدیل میکاشیتها پلیتی گرانیت به وجود میآید. در بسیاری مواقع میکاشیتها حاوی مقادیر زیادی گارنت هستند. در بسیاری از مناطق ایران مانند کوه سنگی در مشهد، طرقبه، دامنه کوه بینالود، زاهدان، همدان و .... میکاشیتها به وفور دیده میشوند.
میگماتیت
اولین بار در دهه 1950 میلادی در فلوریدا رابطه بین امواج لرزه ای و افزایش بردداشت مشاهده شد. برای مثال با احداث ریل راه آهن در نزدیکی چاهها مشاهده شد که با عبور قطار چاه آب با افزایش سرعت بردداشت همراه است.
در زلزله 21 ژانویه 1952 کالیفرنیا دو چاه از دو مخزن مجاور، یکی به اندازه 14 بشکه افزایش برداشت و دیگری اندازه 48 بشکه کاهش برداشت را نشان می داد که این نشان از پیچیده بودن عملکرد این امواج بر مخزن دارد.
در زلزله دیگری که در تاریخ 14 می 1970 در تاجیکستان رخ داد، تغییر مثبتی در چاههای نفتی مشاهده شد که تا مدت ها ادامه داشت. ناگفته نماند که بهره برداری از این چاهها سالها متوقف شده بود.
کار و تحقییق روی امواج در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 انجام شد و مشخص شد که زمین لرزه ها قادرند امواج الاستیک را درون زمین منتشر کنند.
Even though I clutch my blanket and growl when the alarm rings, thank you, Lord, that I can hear. There are many who are deaf.
Even though I keep my eyes closed against the morning light as long as possible, thank you, Lord, that I can see. Many are blind.
Even though I huddle in my bed and put off rising, thank you Lord,that I have the strength to rise. There are many who are bedridden.
Even though the first hour of my day is hectic, when socks are lost, toast is burned and tempers are short, my children are so loud thank you, Lord, for my family. There are many who are lonely.
Even though our breakfast table never looks like the pictures in magazines and the menu is at times unbalanced, thank you, Lord, for the food we have. There are many who are hungry.
Even though the routine of my job is often monotonous, thank you, Lord, for the opportunity to work. There are many who have no job.
Even though I grumble and bemoan my fate from day to day and wish my circumstances were not so modest, thank you, Lord, for life.
If we can pass this on to most people we know, it might help a bit to make this world a better place to live in.
گروه بندی جام جهانی
تیم های حاضر در جام جهانی رقبای خود را شناختند.در این میان به نظر می رسد گروه هفتم گروه مرگ باشد.جایی که در آن تیم کره شمالی عملا شانسی برای صعود ندارد و تیم های برزیل،پرتغال و ساحل عاج جدال جذابی برای صعود با یکدیگر خواهند داشت. همچنین می توان گفت که تیم های انگلیس،آلمان و ایتالیا راه دشواری برای صعود نخواهند داشت.از مدعیان اصلی این جام می توان به تیم های فرانسه ،آرژانتین، انگلیس،برزیل و اسپانیا و هم چنین تیم های همیشه مدعی ایتالیا و آلمان اشاره کرد.البته نباید جرقه هایی که امکان داره در جام جهانی پیدا بشه به سادگی گذشت.خلاصه این که قرعه کشی انجام شد و ما در حسرت جام جهانی باید به تماشای بازی تیم هایی مثل کره شمالی و نیوزلند بشینیم.
یکی از بزرگان اهل حساب
بپرسید سوالی ز بهر جواب
کدامند بزرگان دریا و دشت
بچه های نفت هشتادوهشت
آیین دوستیابی
(براساس کتابی از دیل کارنگی با همین عنوان)
دوستان عزیز:
متنی که در ادامه می یاد،برداشتی از یکی از پرفروش ترین کتاب هاس که درباره دوستیابی نوشته شده.تو این کتاب راههای عملی بسیار ساده ای برای پیدا کردن دوست،ارائه شده.ما هم،در راستای اسم وبلاگمون،گفتیم که اگه هر بار قسمتی از مطالب این کتابو بنویسیم،خالی از لطف نباشه.پس لطفا تا آخر راه با ما باشید.
راستی نظر یادتون نره.
محبوبیت
وقتی یکی از دوستامو می دیدم که چقدر بین بچه ها محبوبه،با خودم همیشه می پرسیدم چرا؟چرا من نمی تونم مثل اون محبوب باشم؟مگه اون چی داره؟این سوال ها همیشه و هر وقت که دوستمو می دیدم،تو ذهنم بود.
یه روز که داشتم یه مجله رو می خوندم یهو این مطلبو دیدم.گفتم اگه اونو برای شما هم بگم بد نباشه.


مقایسه ترافیک در ایران و خارج از ایران:



پوکی یا تخلخل عبارت است از تمامی فضاهای خالی موجود در رسوب یا سنگ بوده که به دو صورت مطلق مفید یا موثر بیان می گردد.
تخلخل یا پوکی در زبان فارسی به معنی فضای خالی است و معادل لاتین آن Porosity می باشد
پارامتر پوکی یا تخلخل در واقع مورد توجه بسیاری از علوم از جمله شاخه های بسیاری از زمین شناسی و مهندسی سازه ها بوده و هست و برای دست یابی به پارامترهای مهم دیگر بسیار حائز اهمیت می باشد. لذا اهمیت مطالعه و درک چگونگی ایجاد تخلخل و انواع آن و عوامل موثر در آن نمایان می شود.
پوکی بر پایه زمان تشکیل به دو صورت اولیه و ثانویه بوجود می آید:
الف پوکی اولیه (Primary Porosity): شامل فضاهای خالی می باشد که در هنگام رسوبگذاری ساخته شده و به اشکال زیر ظاهر می گردد.
ب) پوکی ثانویه (Secondry Porosity)
پوکی ثانویه به آن دسته از فضاهای خالی گفته می شود که پس از رسوبگذاری و در اثر فرآیندهای دیاژنز بوجود آمده اند.
تخلخل یا پوکی در زمین شناسی کاربردی (زمین شناسی نفت، آبهای زیرزمینی، زمین شناسی- مهندسی و ژئوتکنیک) از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چرا که عامل مهم ذخیره شدن نفت بالا بودن تخلخل مفید در سنگهای مخن و کم بودن آن در سنگهای پوششی مخزن است.
و در آبهای زیرزمینی عامل مهم برای حرکت آبهای زیرزمینی بالا بودن تخلخل مفید است. در مورد زمین شناسی مهندسی تخلخل زیاد کارهای مهندسی را دچار مشکل می کند و به عنوان یک عامل مزاحم تلقی می شود چرا که در یکی از سدهای ایران به نام سدلار به علت عدم توجه مهندسان زیربط به زیاد بودن تخلخل، تقریبا بلا استفاده مانده و آبگیری نمی شود.
انتخاب روش اقتصادی بازیافت نفت از مخازن هیدروکربوری، از اهمیت زیادی برخوردار است و سالانه سرمایه گذاری کلانی در این باره در کشورهای مختلف انجام میشود. نفت خام با توجه به وضعیت مخزن میتواند طی سه مرحله استخراج شود. در این مطلب، ابتدا روشهای مختلف بازیافت نفت از مخازن هیدروکربوری بیان شده است و در خاتمه روش بازیافت مناسب نفت در کشورمان مورد بررسی واقع شده است:
مرحله اول بازیافت
پس از عملیات حفر چاه و اصابت آن به مخزن نفت، به دلیل فشار زیاد موجود در مخزن، جریان نفت به سوی دهانة خروجی چاه سرازیر میشود. این مرحله از استخراج که عامل آن فشار داخل خود مخزن است به "بازیافت اولیه نفت" موسوم است.
با افزایش تولید و کاهش فشار، سرعت تولید نیز کاهش مییابد تا اینکه فشار به حدی میرسد که دیگر نفت خارج نمیشود. در این مرحله ممکن است, تنها 30 تا 50 درصد کل نفت مخزن استخراج شود. علاوه بر فشار مخزن، عوامل دیگری مانند خواص سنگ مخزن و میزان تخلخل آنها و نیز دمای مخزن نیز در میزان تولید مؤثرند. به عنوان مثال، کل نفت مخازن آمریکا حدود 109*400 بشکه بوده است که تا سال 1970 حدود 109*100 بشکة آن توسط روشهای اولیه استخراج شدهاند. البته هر قدر میزان گاز آزاد در مخزن بیشتر باشد، مقدار تولید نفت توسط این روش بیشتر است. زیرا تغییرات حجم گاز در مقابل تغییر فشار بسیار زیاد است. به عنوان مثال، در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دلیل پایین بودن نفوذپذیری سنگ مخزن (کمتر از 50 میلیدارسی) و انرژی کممخزن که ناشی از پایین بودن مقدار گاز طبیعی آزاد است، میزان نفت استخراج شده با روشهای اولیه بین 5 تا 25 درصد کل نفت بوده است و به همین دلیل در این ایالت روشهای مرحله دوم از سال 1900 میلادی شروع شده است.
مرحله دوم بازیافت
از روشهای مؤثر در مرحلة دوم یکی "سیلابزنی آب" و دیگری "سیلابزنی گاز" یا "تزریق گاز" است. در روش سیلابزنی آب، آب با فشار زیاد، از طریق چاههای اطراف چاه تولید نفت وارد مخزن شده و نیروی محرکه لازم برای استخراج نفت را به وجود میآورد. معمولاً در اطراف هر چاه نفت، چهار چاه برای تزریق آب وجود دارد.
لازم به ذکر است, تزریق "بخار آب"، دما را افزایش و گرانروی را کاهش میدهد. در این روش که از بخار آب به جای آب استفاده میشود، با کاهش گرانروی نفت، جریان آن راحتتر صورت گرفته و سرعت تولید بالا میرود.
در روش سیلابزنی گازی، گاز (مانند گاز طبیعی) با فشار زیاد به جای آب وارد مخزن شده و نفت را به طرف چاه خروجی به جریان میاندازد. در کشور ونزوئلا, حدود 50 درصد گاز طبیعی تولید شده دوباره به چاههای نفت برای استخراج در مرحلة دوم برمیگردند. نحوة تزریق گاز شبیه تزریق آب به صورت چاههای پنجگانه است. در مواردی که گرانروی نفت خیلی بالا باشد از تزریق بخار آب برای استخراج مرحلة دوم استفاده میشود.
مرحله سوم بازیافت
پس از استخراج به کمک روشهای مرحلة دوم هنوز هم 30 الی 50 درصد نفت میتواند به صورت استخراج نشده در مخزن باقی بماند. در اینجاست که استخراج نفت به کمک روش مرحلة سوم صورت میگیرد.
یکی از روشهای مرحلة سوم تزریق محلول "مایسلار" ( Micellar solution) است که پس از تزریق آن، محلولهای پلیمری به عنوان محلول بافر به چاه تزریق میشود. در آمریکا ممکن است, روشهای استفاده از محلولهای مایسلار تا 50 درصد کل روشهای مرحلة سوم را شامل شود. محلول مایسلار مخلوطی از آب، مواد فعال سطحی، مواد کمکی فعال سطحی، نفت و نمک است. در روشهای جدید تهیة محلول مایسلار، نفت، نمک و مواد مکمل فعال سطحی حذف گردیدهاند. محلولهای مایسلار نیروی تنش سطحی بین آب و نفت را تا حدود dyne/cm 0.001 یا کمتر از آن کاهش میدهند. گرانروی محلول پلیمری حدود 2 تا 5 برابر گرانروی نفت است. غلظت پلیمر حدود ppm میباشد. در حال حاضر از "پلیآکریلیمیدها" ( Polyacrylimides) و زیستپلیمرها به عنوان پلیمر در محلول بافر استفاده میشود.
مواد فعال سطحی معمولاً "سولفوناتهای نفتی سدیم" هستند و از لحاظ خواص و ساختار شیمیایی شبیه شویندهها میباشند. از الکلها نیز برای مواد کمکی فعال سطحی استفاده میشود. هزینة تولید محلولهای مایسلار برای تولید هر بشکه نفت در سال 1975 حدود 1.5 دلار در آمریکا بوده است.
یکی دیگر از روشهای مرحلة سوم، روش "احتراق زیرزمینی" است. طی این روش اکسیژن موجود در هوا در زیرزمین با هیدروکربنها میسوزد و مقدار گاز تولیدشده، فشار مخزن بالا میرود. گرما همچین گرانروی را کاهش داده و جریان نفت راحتتر صورت میگیرد. یک روش دیگر مرحلة سوم که اخیراً مورد توجه فراوان قرار گرفته است, استفاده از گاز دیاکسید کربن میباشد. این گاز بسیار ارزان بوده و در نفت نیز حل میشود و گرانروی آن را کاهش میدهد. از روشهای دیگر مرحلة سوم، انفجارهای هستهای در زیرزمین است که این انفجارها شکاف مصنوعی در سنگها به وجود میآورد و جریان نفت را تسهیل میکند. روشهای مختلف بازیافت نفت (EOR ) به طور اختصار در شکل 1 نشان داده شده است.
روشهای مناسب بازیافت نفت از مخازن ایران
به طورکلی در ایران، از روشهای تزریق گاز و تزریق آب برای ازدیاد برداشت استفاده میشود. اما در بحث تزریق گاز، شرایط ایران بسیار استثنایی است؛ اولاً ایران دارای مخازن عظیم گازی است و میتوان گاز را با هزینه بسیار ناچیزی تولید و سپس به مخازن نفت تزریق نمود، در حالی که در سایر نقاط دنیا به عنوان مثال دریای شمال، علاوه بر خرید گاز, هزینههای نسبتاً بالایی نیز برای حمل و نقل باید پرداخت نمود. دوم اینکه با توجه به مسئله صیانت, در حدود 90 درصد از گاز تزریقشده در مخازن به صورت گاز همراه یا در گاز کلاهک در مخزن ذخیره میشود و پس از پایان کار حدود 90 درصد یا بیشتر این مقدار مجدداً قابل بازیافت و استخراج خواهد بود.
در سایر کشورها, به دلیل ماهیت خصوصی صنعت نفت خود, سرمایه گذاران خصوصی حاضر به ذخیرهکردن گاز به مدت چند سال برای تزریق نیستند، لذا تزریق گاز برای اینگونه کشورها ممکن است غیراقتصادی باشد.
البته به جای تزریق گاز در مخازن نفت، از تزریق آب نیز میتوان سود جست که کشورهای دیگر بیشتر از این روش استفاده میکنند ولی میزان کارآیی تزریق آب نسبت به تزریق گاز بر حسب مخزن کاملا متفاوت میباشد.
بهطورکلی در مورد مخازن نفت ایران, به دلیل نوع مخازن و ویژگیهای نیروهای کشش بین سطحی، تخلیه ثقلی و غیره و همچنین سایر مسائل اقتصادی دیگری که عنوان شد، تزریق آب نسبت به تزریق گاز دارای مزیت کمتری است. از لحاظ صیانت هم نفت بیشتری تولید کرده و میتوان از گاز ذخیره شده در مخازن بعدها استفاده نمود.
تزریق گاز خصوصاً در شرایطی که ما صاحب یک میدان گازی مشترک هستیم، بسیار اقتصادیتر است و از طرف دیگر، این گاز برای نسل آینده ذخیره میشود. علاوه بر این، تولید نفت نیز به مقدار قابل ملاحظهای افزایش مییابد.
لذا بهتر است، پروژههای تزریق گاز در ایران اجرا شود, مگر اینکه اثبات شود که تزریق گاز از لحاظ فنی و اقتصادی به صرفه نیست. به همین دلیل در حال حاضر, بهطور عمده در مخازن نفت, تزریق گاز نیز منظور میشود
| هر سنگی که دارای خلل متصل به هم باشد میتوان آن را سنگ مخزن محسوب کرد. سنگهای مخزن بطور عمده مشتمل بر سنگهای رسوبی و دگرگونی نشده مانند سنگ آهک ، دولومیت و ماسه سنگ میباشد. شیل ، اسلیت و سنگهای آذرین در شرایط بسیار نادر به صورت سنگ مخزن عمل کردهاند. سنگ مخزن ممکن است محدود به مخزن باشد و یا اینکه به مراتب فراتر از مخزن توسعه یابد. |
از آنجایی که اغلب سنگهای مخزن از نوع رسوبی بوده و به این دلیل تقسیم بندیهای توصیفی و ژنتیکی سنگهای رسوبی در مورد سنگهای مخزن نیز بکار برده میشود. سنگهای مخزن نیز مفید بایستی دارای خلل به هم پیوسته تا ذخیره ورودی را بتواند در خود نگهداری کند. به این دلیل سنگ مخزن از نوع ماسه سنگی لازم است مچور تا کاملا مچور بوده ، مشروط بر این که پدیده سیمان شدگی بطور کامل عمل نکرده باشد. بطور طبیعی ماسه سنگهای گری وکی و یا لیتارنیت از جمله سنگهای مخزن مفید محسوب نمیشوند.
خلل و معابر سنگهای آهکی یا موثر از محیط رسوبی بوده و یا این که ناشی از تحولات ثانویه به خصوص انحلال و شکستگی میباشد. به این دلیل سنگهای آهکی دانهای و یا اسپارایتها که بالاحض در محیط بین موجی و در ناحیه مرجانی و تپههای دریایی تشکیل شدهاند، از جمله سنگهای مخزن بسیار مفید محسوب میشود. در ضمن سنگهای آهکی دانه ریز که بعد از آن شکسته شدهاند همانند سازند آسماری نیز مکانی بسیار مناسب جهت تجمع و ذخیره سازی هیدروکربور محسوب میشود.
سنگهای مخزن بر مبنای مختلفی نامگذاری میشود. بطور کلی به هر سنگ مخزن به اصطلاح پی Pay گفته میشود. به فرض ، آسماری پی که نشانگر مخزن آسماری است. گاهی نام مخزن از نام سازندی که در آن نفت ذخیره شده اخذ میشود. مانند مخزن بنگستان که نام آن از گروه بنگستان ناشی شده است. در بعضی مواقع نام مخزن به ناحیه و یا موقعیت جغرافیایی مخزن نسبت داده شده ، مانند مخزن گچساران و یا مخازن نفتی خاورمیانه.
از آنجایی که تشخیص نوع سنگ و جغرافیای گذشته سنگهای مخازن در تشخیص حدود و گستردگی و مقدار ذخیره نفت این سنگها اهمیت بسزایی داشته و به لحاظ اینکه هیدروکربورها در سنگهای با منشا دریایی و غیر دریایی نیز ذخیره شدهاند، به این دلیل ویژگیهای زیر مشخص کنند، سنگهای دریایی و غیر دریایی از هم میباشد.
رمز موفقیت
گزارشگری از یک رییس بانک سوال کرد:"رمز موفقیت شما در چیست؟"
رییس بانک پاسخ داد:"جواب شما دو کلمه است."
-و آن دو کلمه چه هستند؟
-تصمیم های درست.
-و چطور می توان تصمیم های درست گرفت؟
-جواب شما یک کلمه است.
-و آن چیست؟
-تجربیات.
-و تجربه چگونه به دست می آید؟
-پاسخ شما دو کلمه است.
-و این کلمات چه هستند؟
-تصمیم های اشتباه.
شش عدد حاکم بر کل جهان
?- عدد کیهانی امگا نشان دهنده مقدار ماده ـ کهکشان ها، گازهای پراکنده و «ماده تاریک» ـ در جهان ماست. امگا اهمیت نسبی گرانش و انرژی انبساط در جهان را به ما ارائه می دهد جهانی که امگای آن بسیار بزرگ است، بایستی مدت ها پیش از این درهم فرورفته باشد، و در جهانی که امگای آن بسیار کوچک است، () هیچ کهکشانی تشکیل نمی شود. تئوری تورم انفجار بزرگ می گوید، امگا باید یک باشد؛ هر چند اخترشناسان درصددند مقدار دقیق آن را اندازه بگیرند.
?- اپسیلون بیانگر آن است که هسته های اتمی با چه شدتی به یکدیگر متصل شده اند و چگونه تمامی اتم های موجود در زمین شکل گرفته اند. مقدار اپسیلون انرژی ساطع شده از خورشید را کنترل می کند و از آن حساس تر اینکه، چگونه ستارگان، هیدروژن را به تمامی اتم های جدول تناوبی تبدیل می کنند، به دلیل فرآیندهایی که در ستارگان روی می دهد، کربن و اکسیژن عناصر مهمی محسوب می شوند ولی طلا و اورانیوم کمیاب هستند. اگر مقدار اپسیلون ???/ یا ???/ بود ما وجود نداشتیم. عدد کیهانی e تولید عناصری را که باعث ایجاد حیات می شوند ـ کربن، اکسیژن، آهن و ()… یا سایر انواع که باعث ایجاد جهانی عقیم می شود را کنترل می کند.
?- اولین عدد مهم تعداد ابعاد فضا است. ما در جهانی سه بعدی زندگی می کنیم. اگر D برابر دو یا چهار بود امکان تشکیل حیات وجود نداشت. البته زمان را می توان بعد چهارم فرض کرد، اما باید در نظر داشت بعد چهارم از لحاظ ماهیت با سایر ابعاد تفاوت اساسی دارد چرا که این بعد همانند تیری رو به جلو است، ما فقط می توانیم به سوی آینده حرکت کنیم.
?- چرا جهان پیرامون این چنین وسیع است که در طبیعت عدد مهم و بسیار بزرگی وجود دارد. N نشان دهنده نسبت میان نیروی الکتریکی است که اتم ها را کنار یکدیگر نگاه می دارد و نیروی گرانشی میان آنهاست. اگر این عدد فقط چند صفر کمتر می داشت، فقط جهان های مینیاتوری کوچک و با طول عمر کم می توانست به وجود آید. هیچ موجود بزرگ تر از حشره نمی توانست به وجود آید و زمان کافی برای آنکه حیات هوشمند به تکامل برسد در اختیار نبود.
?- هسته اولیه تمام ساختارهای کیهانی ـ ستاره ها، کهکشان ها و خوشه های کهکشانی ـ در انفجار بزرگ اولیه تثبیت شده است. ساختار یا ماهیت جهان به عدد Q که نسبت دو انرژی بنیادین است، بستگی دارد. اگر Q کمی کوچک تر از این عدد بود جهان بدون ساختار بود و اگر Q کمی بزرگ تر بود، جهان جایی بسیار عجیب و غریب به نظر می رسید، چرا که تحت سیطره سیاهچاله ها قرار داشت.
?- اندازه گیری عدد لاندا در بین این شش عدد، مهم ترین خبر علمی سال ???? بود، اگرچه مقدار دقیق آن هنوز هم در پرده ابهام قرار دارد. یک نیروی جدید نامشخص ـ نیروی «ضدگرانش» کیهانی ـ میزان انبساط جهان را کنترل می کند.
خوشبختانه عدد لاندا بسیار کوچک است. در غیر این صورت در اثر این نیرو از تشکیل ستارگان و کهکشان ها ممانعت به عمل می آمد () و تکامل کیهانی حتی پیش از آنکه بتواند آغاز شود، سرکوب می شد.
Sedimentologg یا رسوب شناسی نام خود را از واژه لاتین Sedimentum گرفته است که به معنای رسوب کرده است.
سنگهای رسوبی ، از انباشت ذرات ناشی از خرد شدن انواع سنگهای دیگر بوجود آمدهاند. این ذرات ، معمولا به کمک نیروی گراویته ، آب ، باد و یا یخ به محل جدید خود منتقل شده و در آنجا به ترتیبی جدید نهشته میشوند. برای مثال ، امواجی که به ساحل صخرهها برخورد میکنند، ممکن است که از این طریق ، ذرات ریگ و شن دریا کنار دیگری را در همان نزدیکی فراهم آورند. این نهشتههای ساحلی اگر سخت میشدند، سنگی رسوبی تشکیل مییافت. یکی از مهمترین خاصههای سنگهای رسوبی ، لایه بندی رسوبات تشکیل دهنده آنهاست.

با دوستم از یه اسباب بازی فروشی رد می شدیم که نگاهمون به یه پازل 1000 تکه خیلی قشنگ افتاد.پازلی با 1000 تکه که همه تکه هاش به ظاهر شبیه هم بودن؛محو تماشای پازل شدم.
با خودم فکر کردم،اگه توی این پازل که تکه های سیاه و سفید زیادی هم داشت،تکه های سیاه نبودن ، پازل هیچ وقت کامل نمی شد.هیچ وقت به این قشنگی در نمی اومد.اصلا همین تکه های سیاه،پازلو معنی دار کرده.
هرچی بیشتر نگاه می کردم،می فهمیدم نه بابا!همه تکه ها هم مثل هم نیستن.
بعد از دوستم پرسیدم : برای درست کردن یه همچین پازلی،باید چجوری شروع کنیم؟اول کدوم تکه ها رو بذاریم؟
گفت:هر پازلی یه سری تکه های اصلی داره که باید اول اونا رو بچینیم.بعدبر اساس اونا بقیه پازلو مرتب کنیم.
پرسیدم : حالا این تکه های اصلی رو چجوری پیدا کنیم؟
جواب داد : اولش سخته.چون ممکنه گمراه بشی.ولی کم کم که شروع کردی،این تکه ها هم خودشونو نشون میدن.بعدش هم سرعتت بالا می ره.
دوباره پرسیدم : پازلی مثل این،چقدر طول می کشه تا تمومش کرد؟
در حالی که منو می کشوند تا از جلوی اسباب بازی فروشی بریم کنار،گفت:درسته که تموم کردن پازل مهمه،ولی مهمتر شیوه درست کردن پازله؛چون اگه پازلو جوری کنار هم بچینیم که بازی مهیج بشه،دیگه نه گذر زمانو متوجه می شیم و نه خسته می شیم چون شوق بازی مارو می گیره.ولی باید حواسمون باشه که تصویر آخری تصویر درستی باشه،که آخر کار نا امید نشیم.
با خودم گفتم :"عجب زندگی جالبی داریم ما آدما!!!"
محققان اعلام کردند؛ شیوهای برای تولید نفت از طریق تحت حرارت قرار دادن چوب درختان یافته اند.به نقل از آسوشیتدپرس، محققان کالج منابع طبیعی دانشگاه ایداهو اعلام کردند، چوب راه حل پاسخگویی به کاهش ذخایر جهانی نفت است. بر اساس این گزارش، محققان میگویند شیوهای را کشف کردهاند که چوب را به نوعی نفت تبدیل میکند.به گفته محققان، در این روش خاک اره و متانول تا 900 درجه فارنهایت حرارت داده میشوند تا بیواویل تولید شود. و پس از تولید بیواویل، نفت با استفاده از نقطه جوش جدا میشود. این گزارش حاکی است، این شیوه تاکنون توجه برخی از شرکتهای نفتی و تولید کننده چوب را خود جلب کرده است.به گفته محققان این شیوه چندان هم بدیع نیست و در طبیعت رخ میدهد. بر این اساس، در طبیعت زغال سنگ در نتیجه تحت حرارت و فشار قرار گرفتن چوب درختان و البته در طی میلیونها سال به وجود میآید.محققان دانشگاه ایداهو می گویند، در حال پیشبرد شیوهای هستند که بر خلاف زغال سنگ که طی میلیونها سال به وجود میآید، بیواویل را در عرض چند دقیقه تولید کنند. بر اساس این گزارش، روش تولید بیواویل فقط دو درصد دور ریز دارد و پس از تولید بیواویل، نفت را با استفاده ازتقطیر بدست می آید.
|
تفسیر شعر یه توپ دارم قلقلیه!!!!
|
|
یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه می زنم زمین، هوا می ره نمی دونی تا کجا می ره من این توپو نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد یه توپ دارم قلقلیه : از آنجا که همه ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند. سرخ و سفید و آبیه: این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان دهنده ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می داند! می زنم زمین هوا می ره/ نمی دونی تا کجا می ره: این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه ی زمین را نقض می کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد. من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم: فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند. بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد: این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه ی خالی بندی استفاده کرده است. |
ورزشگاه آزادی تهران ورزشگاه ملی ایران و بزرگترین وزرشگاه این کشور است. این ورزشگاه برای میزبانی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی ساخته شد. این ورزشگاه در حقیقت بخشی از مجموعه ورزشی آزادی است.
بیشتر بازیهای تیم ملی فوتبال ایران و تیمهای تهرانی لیگ برتر ایران در این ورزشگاه برگزار میشود.
ورزشگاه آزادی با طراحی عبدالعزیز فرمانفرماییان ساخته شد و در تاریخ ۲۶ مهر ۱۳۵۰گشایش یافت.
این ورزشگاه پیش از انقلاب به افتخار محمدرضا شاه پهلوی آریامهر خوانده میشد و پس از انقلاب به نام آزادی تغییر نام داد. مجموعه ورزشی آزادی تهران هم اکنون با دارا بودن سالنهای چند منظوره، سالن دوازده هزار نفری و دریاچه مصنوعی یکی از بینظیرترین مجموعههای ورزشی آسیاست. در تاریخ ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۶ نیز کلنگ ساخت استادیوم چهل هزار نفری فوتبال سرپوشیده ویژه بانوان در ضلع شمال غربی دریاچه توسط مهندس علیآبادی معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت بدنی به زمین زده شد.
ورزشگاه آزادی از لحاظ ایجاد جو وحشتناک توسط تماشاگران در رتبه اول آسیا قرار دارد.همچنین جدیدا به عنوان نهمین ورزشگاه بزرگ جهان،با ظرفیتی برابر با ورزشگاه ومبلی لندن با ظرفیت ٩٠٠٠٠ تماشاگر قرار گرفت.
گنجایش ورزشگاه آزادی ۹۰٬۰۰۰ نفر میباشد که از این تعداد ۳۵٬۰۰۰ نفر در طبقه پایین و ۵۵٬۰۰۰ نفر در طبقه بالا و همچنین در حالت فشرده تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر را میتواند در خود جای دهد.
روشنایی زمین و ورزشگاه توسط ۴ عدد برج که در شمال غربی، شمال شرقی، جنوب غربی و جنوب شرقی ورزشگاه قرار دارند تامین میشود. در بالای این برجها از چراغهای گازی و مری کوری و تانگستن هالوژن استفاده شده که سطح نوری برابر ۱۶۵۰ لوکس در سطح زمین تولید میکنند.
سیستم صوتی ورزشگاه غیرمتمرکز و برای هر جایگاه ورزشگاه از تعدادی بلندگو در جهتهای مختلف استفاده شدهاست.
نمایشگر یا اسکوربرد ورزشگاه در ابتدا به صورت متنی و تک رنگ بود اما سپس بازسازی و به صورت یک نمایشگر رنگی درآمد و همزمان با بازی ایران - آلمان مورد بهرهبرداری قرار گرفت.
ابعاد کل این صفحه نمایش ۵٫۷ در ۲۰ متر و قسمت نمایشگر رنگی ۲۰٫۷ × ۴٫۱۴ متر میباشد و رزولیشن آن ۲۷۸× ۵۷۶ است، همچنین این نمایشگر قابلیت نمایش ۷٫۱۶ میلیون رنگ را دارد.
برای انجام مراحل مختلف اکتشاف مواد معدنی فلزی و غیر فلزی ، نفت ، گاز و آب و همچنین به منظور بررسی و مطالعه خصوصیات سنگ شناسی ، آلتراسیون و کانی سازی لایههای زیرزمینی یک منطقه به حفاری میپردازند. انواع مهم حفاری عبارتند از : نوع مقر گیر ، نوع روتاری و نوع ضربهای. مواردی که برای حفاری استفاده میشود تابع روش حفاری ، مقاومت سنگها ، میزان شکستگی ، عمق ، مواد گازی و ترکیب کانی شناسی سنگ است.
برای منترل مخصوص از باریت ، گالن و آهک استفاده میشود. در مواردی که فشار آب و یا گاز در منطقه حفاری زیاد باشد، یا حفاری در سنگ خاصی (نظیر شیل) صورت گیرد، از باریت میتوان استفاده نمود. در صورتی که فشار آب و یا گاز در سنگهایی که حفاری میشود خیلی زیاد باشد، از گالن استفاده میکنند. از آهک به منظور کاهش وزن مخصوص کمک میگیرد.
به منظور بازیابی سریع مواد حفاری شده ، جلوگیری از گیر کردن مته و افزایش سرعت حفاری ، از نبتونیت سدیمدار ، اتاپولژیت (Attapulgite) ، آزبست ، موسکویت ، گرافیت و دیاتومیت میتوان استفاده کرد.
ترکیب شیمیایی محلول حفاری بر غلظت ، وزن مخصوص ، سرعت حفاری و دستگاههای حفاری تاثیر مستقیم میگذارد. مواد معدنی مورد استفاده عبارتند از بیکربنات سدیم ، نمک ، آهک ، دولومیت و ژیپس.
گسترش های مواد نفتی در زیرزمین، در مقاطع قائم و همچنین پهنه های جغرافیایی، بر اساس اصول زمین شناسی ولی عمدتا از نظر ارزش اقتصادی آنها طبقه بندی می گردند. این تقسیمات شامل: مخازن نفتی، میدانها نفتی و حوضه های نفتی می باشند. از آنجا که در این طبقه بندی ملاحظات زمین شناسی و حتی جغرافیایی مدنظر می باشد، لذا در تعاریف موجود بر حسب مواد استفاده و محیط های مختلف جغرافیایی اختلاط نظر بین متخصصین ذیربط وجود دارد و تعاریف مورد بحث از استاندارد بین المللی واحدی برخوردار نیستند.
حوضه نفتی، منطقه و یا محدوده جغرافیایی ای است که در آن میدانها و مخازن نفتی متعددی وجود دارد که همه آنها در یک مجموعه زمین شناسی مربوط به شرایط محیطی و رسوبی معین و مستقل گرد آمده اند. حوضه های نفتی با ویژگیهای چینه شناسی و تکتونیکی خاص خود مشخص شده و از سایر حوضه ها بدین لحاظ متمایز می گردند. مانند حوضه زاگرس در غرب و جنوب غرب ایران و منطقه خلیج فارس، حوضه قفقاز در آذربایجان و حوضه مید کانتیننتال (Mid-continental) در آمریکا.
هر گاه تعدادی مخزن و میدان در یک محیط زمین شناسی قرار داشته باشند، به این مجموعه، ایالت یا ناحیه و یا حوضه گفته می شود. اصطلاح اخیر از دیدگاه زمین شناسان در نواحی مختلف متفاوت است. به فرض مجموعه مخازن میدانهای لرستان، یک ناحیه یا ایالت نفت خیز گفته می شود.
دو منطقه بسیار معروف و مهم از نظر ذخایر نفتی در دنیا یکی خاورمیانه و دیگری منطقه خلیج مکزیک و دریای کارائیب است این دو منطقه که در دوسوی متقابل، روی کره زمین واقع هستند، در حقیقت سالهاست که مراکز اصلی تولیدات نفتی دنیا را تشکیل می دهند. کشورهای عمده منطقه خاورمیانه از نظر تولید نفت به ترتیب اهمیت و حجم تولید، عبارتند از: عربستان سعودی ، ایران، عراق، کویت و امارات متحده عربی و قطر است. منطقه خلیج مکزیک و دریای کارائیب نیز شامل سواحل خلیج مکزیک در ایالات متحده و کشورهای مکزیک، ونزوئلا، کلمبیا و ترینیداد است. در قاره آفریقا هم در شمال و هم در مرکز آن، کشورهای متعددی نظیر الجزایر، لیبی، مصر، نیجریه و آنگولا در تامین نفت مورد نیاز دنیا، نقش مهمی ایفا می کنند. در اروپا، میدانها و حوضه های نفتی جدید در دریای شمال و همچنین مخازن عظیم گاز طبیعی در شمال روسیه در توازن تولید نفت دنیا، بسیار حائز اهمیت است.
شاید به زودى تصور متداول درباره الماسها به کلى دگرگون شود. الماسهایى که بخاطر زیبایى ، کمیاب بودن و زمان طولانى تولیدشان ارزش فوق العادهاى داشتند، امروزه در آزمایشگاه و در مدت زمانى حدود یک ساعت بوجود مىآیند. اینکه این دگرگونى چه تأثیرى در صنعت جواهرسازى یا قیمت الماسهاى طبیعى در بازار خواهد داشت هنوز در پردهاى از ابهام است. اما درباره نقش این الماسهاى آزمایشگاهى در تکنولوژى ، شایعههایى برخاسته از مجامع علمى به گوش مىرسد.
بیشتر از هشتاد درصد از الماسهاى معدنى طبیعى به مصارف صنعتى از قبیل ابزارهاى برش یا مواد ساینده براى تراشکارى و پرداخت دیگر سنگهاى قیمتى ، فلزات ، گرانیت و شیشه مىرسند. استفاده از الماس به عنوان نیم رسانا نیز نیازمند شرایط ویژهاى مثل بالاترین درجه خلوص ، بهترین بلورینگى و تعیین اتمها به لحاظ الکتریکى فعال براى ایجاد گذرگاه الکتریکى در وسیله مورد نظر است.
اما تمامى الماسهاى طبیعى بخاطر نقصها ، ناخالصیها و ساختار ضعیفشان براى مصارف الکترونیکى نامناسبند. حتى با اینکه الماسهاى مصنوعى و طبیعى داراى کیفیت جواهرى بسیار ارزشمند هستند، اما ممکن است بخاطر رگههاى ناچیز ناخالصیها براى استفاده به عنوان نیم رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالصترین این سنگها در کاربردهاى الکترونیکى پرقدرت از سلفونها گرفته تا کامپیوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفادهاند.
میزان ذخیره الماس جهان در سال 1979 بدین شرح میباشد. زئیر 120 ، شوروی (سابق) 250 ، آفریقای جنوبی 72 ، بوستوانا 60 ، نامیبیا 15 ، آنگولا 20 ، سیرالئون 6 و لسوتو 5 میلیون قیراط ذخیره دارند. همچنین میزان الماس تولیدی جهان در سال 1979 بدین شرح میباشد: زئیر 11160 ، شوروی (سابق) 10700 ، آفریقای جنوبی 7640 ، بوتسوانا 3340 ، نامیبیا 1950 ، عتا 1500 ، آنگولا 750 ، ونزوئلا 750 و سیرالئون با 710 قیراط بیشترین تولید الماس جهان را به خود اختصاص دادهاند.
الماس بطور طبیعى تحت فشارهاى زیاد اعماق زمین و در زمانى طولانى شکل مىگیرد. اما در آزمایشگاه مىتوان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانى بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدى است از فرآیند طبیعى شکل گیرى الماس در حالى که فرآیند رسوب گیرى بخار شیمیایى (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل مىکند. در واقع CVD بجاى وارد کردن فشار به کربن براى تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهاى کربن به آنها اجازه مىدهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.
این دو تکنیک براى اولین بار در دهه 1950 کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روى تولید الماس با استفاده از تکنیک CVD کار کرده است «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژى CVD هنوز دوران کودکىاش را سپرى مىکند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتى خیره کننده الماسهایى با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تکنولوژیهاى الکترونیکى مناسبترین خواهد بود.
فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکى از الماس در خلأ آغاز مىشود. سپس گازهاى هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مىیابند. در ادامه پلاسماى تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمى مىشود که با متان واکنش مىدهد تا رادیکال متیل و اتمهاى هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس مىچسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD ، فرآیندى خطى است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگى ذره ابتدایى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.
به گفته دیوید هلیر (D. Hellier) ، رئیس بخش بازاریابى کمپانى ژمسیس ، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکى از الماس آغاز مىشود. هر ذره الماس در محفظههاى رشدى به اندازه یک ماشین لباسشویى ، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولى از گرانیت و کاتالیزورى فلزى غوطهور مىشود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شدهاى این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعى ، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد مىکند.»
گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهاى ساخته شده با تکنیک HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مىکرد اما تا پیش از آنکه کمپانى ژمسیس با ساده سازى این فرآیند امکان تولید نمونههایى با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهاى قیمتى به فروش نرسیده بودند.
در واقع الماسهاى زینتى مصنوعى بخش کوچک و در عین حال پر سودى از صنعت الماس را تشکیل مىدهند. این الماسهاى رنگى که در مقایسه با همتاهاى بىرنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى ، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى تولید مىشوند. در واقع این الماسها مىتوانند چنان کیفیت بالایى داشته باشند که حتى ماشینهاى ساخته شده براى تشخیص سنگهاى مصنوعى از طبیعى در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخى از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر مىآیند.
شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبیعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخیص الماسهاى رنگى مصنوعى از سنگهاى طبیعى دست به دامن آزمایشگاههاى الماس بلژیک و دیگر نقاطى شوند که بطور سنتى عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگى قیراط ، رنگ و شفافیت هستند.
آزمایشگاه آنتورپ و چند تایى دیگر در سراسر جهان براى تشخیص الماسهاى مصنوعى بطور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مىکنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طیفى نور جذب یا ساطع شده تجزیه و تحلیل مىشود. اگر نشانههایى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمایشگاه دستگاه دوم را بکار مىگیرد که این دستگاه براى آشکار ساختن ساختار درونى کریستال از نور فرابنفش استفاده مىکند. این دستگاهها نقصهاى موجود در الماس را حتى در مقیاس میکروسکوپى یا اتمى نیز بررسى مىکنند.
در واقع الماسها نیز درست مثل درختان داراى حلقههاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماسهایى که در آزمایشگاه تولید یا براى تغییر رنگ دستکارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مىدهند. بنابراین با اینکه آزمایشگاهها با استفاده از این دستگاهها قادر به تشخیص الماسهاى مصنوعى از طبیعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جایى است که افراد بدون این دستگاهها توانایى تشخیص سنگهاى مصنوعى را نخواهند داشت.
این نوع الماس برای نخستین بار توسط گروهی از دانشمندان سوئدی در سال 1953ساخته شده است. جنرال الکتریک در سال 1954 برای اولین مرتبه با استفاده از گرافیت در فشار 50 تا 60 کیلو بار و دمای 1500 درجه سانتیگراد توانست الماس مصنوعی بسازد.
در روش جدید که توسط ژاپنیها ابداع گردیده ، بخار کربن بر روی یک صفحه سرد جمع میشود، ابتدا CH4 و H2 در میکروویو در دمای بیش از 2000 درجه سانتیگراد حرارت داده میشود و بخار کربن بر روی یک صفحه سرد متمرکز میشود.
الماس دارای مصارف صنعتی و زینتی است. گر چه الماس را بیشتر به عنوان زینت بخش میشناسند، ولی بیش از 80 درصد آن به مصارف صنعتی میرسد. میزان الماس مصرفی در صنعت از 74 درصد در سال 1934 به 89 درصد در سال 1979 فزونی گرفته است. مصارف عمده الماس در صنعت جهت برش مواد بسیار سخت نظیر فولادهای آلیاژی و کاربید تنگستن ، ساییدن ، اره کردن سنگ و بتون و حفاریها بکار میرود.
الماسها بر اساس مصارف صنعتی آنها به چهار گونه تقسیم میشوند:
به گفته جیمز باتلر (J.Butler)، یکى از شیمیدانان محقق در آزمایشگاه تحقیقات نیروى دریایى ایالات متحده ، به لحاظ تاریخى سه مشکل عمده سر راه استفاده از الماسهاى طبیعى در کاربردهاى الکترونیکى وجود داشته است. الماسهاى طبیعى همیشه به شکل بازدارندهاى براى استفاده همه جانبه گران بودهاند و یافتن سنگهاى بزرگ با خلوص کافى نیز بسیار دشوار است. علاوه بر این هیچ دو سنگى دقیقاً شبیه هم نیستند و خواص منحصر به فرد در هر یک مىتواند مشکلاتى را در مدارهاى الکترونیکى به بار آورد. آخرین مشکل در استفاده از الماس براى کاربردهاى الکترونیکى و کامپیوترى نیز نیاز به دو نوع الماس یعنى سنگهاى نوع n و p براى هدایت الکترونیکى بوده است.
در دستگاههاى مجتمع باید از هر دو نوع الماس نیمه رساناى n و p استفاده کرد، اما الماسهاى نوع n بطور طبیعى وجود ندارند و الماسهاى نوع p الماس آبى ، به قدرى نادرند که هیچ راه مقرون به صرفهاى براى استفاده از آنها پیدا نشده است. به هر حال الماسهاى مصنوعى این مشکلات را برطرف مىکنند. به گفته رابرت لینارس (R. Linares) ، بنیان گذار کمپانى آپولو دیاموند براى مثال مىتوان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس ، نوع P یعنى الماس آبى را تولید کرد.
بطور مشابه دانشمندان مىتوانند با افزودن فسفر به الماسهاى بى رنگ ، الماس نوع n را نیز تولید کنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نیمه رسانا در دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت نیاز به ترکیبى لایهاى از این دو نوع الماس داریم. علاوه بر این با توجه به اینکه الماسهاى بىرنگ خالص در عمل بیشتر از آنکه رسانا باشند عایق هستند، مىتوان لایههایى از آنها را به این ترکیب افزود.
امروزه نیم رساناهاى بسیارى مثل سیلیکون در گستره وسیعى از دستگاههاى الکترونیکى بکار مىروند. اما الماس با توجه به دامنه تغییرات حرارتى و سرعت فوق العاده بیشترش ، تنها در مقایسه با خلاء است که عنوان دومین نیم رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مىدهد. الماس با داشتن چنین ویژگیهایى و بخصوص امروز که آزمایشگاه قادر به تولید سنگهاى خالص و ناخالص کنترل شدهاند، مىتواند پایه گذار انواع سراسر نوینى از دستگاههاى الکترونیکى پرقدرت باشد. با اینکه استفاده از الماس در صنایع الکترونیک به چند دهه دیگر واگذار شده است، اما به اعتقاد لینارس این سنگ قیمتى صنایع نیم رسانا سازى را به کلى دارد
یکی از موارد استعمال گازهای نفتی در صنایع وابسته به پالایشگاهها تهیه آب شیرین از آب شور میباشد.
از جمله ، بنزین برای سوخت موتورهای مختلف ، کروزون سوخت اغلب تراکتورها و ماشینهای مورد استفاده در کشاورزی و همچنین موتورهای جت هواپیماها اغلب از کروزون یا نفت سفید میباشد، گازوئیل که موتورهای دیزل بعنوان سوخت از نفت گاز (گازوئیل) استفاده مینمایند، نفت کوره یا مازوت یک جسم قابل احتراق با قدرت حرارتی 10500 کالری بوده که بخوبی میتواند جانشین زغال سنگ گردد و سوختن آن تقریبا بدون دود انجام میگیرد.
از کروزون جهت روشنایی و همچنین برای علامت دادن به کمک آتش استفاده میشود، چون نقطه اشتعال کروزون بالاتر از 35 درجه است، لذا از نظر آتشسوزی خطری ندارد.
از هیدروکربورهای C4 تا C10 میتوان برشهائی با دانسیته و نقاط جوش ابتدائی و انتهایی متفاوت تهیه نمود که مورد استعمال آنها اغلب بعنوان حلال میباشد. بعنوان مثال ، اتر نفت یک حلال سبک با نقطه جوش 75-30 درجه سانتیگراد و وایت اسپیریت (حلال سنگین) که از تقطیر بنزین بدست میآید بعنوان حلال ، رنگهای نقاشی و ورنی ها استفاده میگردد. همچنین برای تمیز کردن الیاف گیاهی و حیوانی و یا سطح فلزات از برشهای خیلی فرار (تقطیر شده قبل از 110 درجه سانتیگراد) استفاده میشود.
سرنوشت
در طول نبردی مهم و سرنوشت ساز ژنرالی ژاپنی تصمیم گرفت با وجود سربازان بسیار زیادی که داشت حمله کند. مطمئن بود که پیروز می شوند اما سربازانش تردید داشتند و دودل بودند.
در مسیر میدان نبرد در معبدی مقدس توقف کردند. بعد از فریضه دعا که همراه سربازان انجام شد ژنرال سکه ای در آورد و گفت:” سکه را به هوا پرتاب خواهم کرد اگر رو آمد، می بریم اما اگر شیر بیاید شکست خواهیم خورد”.
“سرنوشت خود مشخص خواهد کرد”.
سکه را به هوا پرتاب کرد و همگی مشتاقانه تماشا کردند تا وقتی که بر روی زمین افتاد و همه در کمال خوشحالی دیدند که رو بود. سربازان از فرط شادی از خود بی خود شدند و کاملا اطمینان پیدا کردند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند.
بعد از جنگ ستوانی به ژنرال گفت: “سرنوشت را نتوان تغییر داد(انتخاب کرد با یک سکه)”
ژنرال در حالی که سکه ای که دو طرف آن رو بود را به ستوان نشان می داد جواب داد:” کاملا حق با شماست”.
خوشبختی
مادام “آنیستا” به سراغ دکتر “برگمن” رفت و گفت: نمی دانم چرا همیشه افسرده ام و خود را زنی بدبخت می دانم. چه دارویی برایم سراغ داری آقای دکتر؟
دکتر “برگمن” قدری فکر کرد و سپس گفت: “مادام تنها راه علاج شما این است که پنج نفر از خوشبخت ترین مردم شهر را بشناسی و از خانه هر کدام آنها یک تکه سنگ بیاوری، به شرط اینکه از زبان آنها بشنوی که خوشبخت هستند. “زن رفت و پس از چند هفته به مطب دکتر برگشت، اما این بار اصلاً افسرده نبود. او به دکتر گفت: “برای پیدا کردن آن پنج نفر، به سراغ پنجاه نفر که فکر می کردم خوشبخت ترینها هستند رفتم، اما وقتی شرح زندگی همه آنها را شنیدم، تازه فهمیدم که خودم از همه خوشبخت تر هستم!”
کشاورز دانا
یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقهها، جایزه بهترین غله را به دست میآورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقهمند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش میداد و آنان را از این نظر تأمین میکرد. بنابراین، همسایگان او میبایست برنده مسابقهها میشدند نه خود او!
کنجکاویشان بیشتر شد و کوشش علاقهمندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.
کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه دیگر میبرد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان میدادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعههای آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصولهای مرا خراب نکند!»
همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقههای بهترین غله را برایش به ارمغان میآورد.
“گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم”.
به منظور تعیین مرکز یک جسم، باید یکی از ویژگیهای فیزیکی پدیده ها را بررسی کنیم که تعادل ایزوستازی نامیده می شود.
به منظور تعیین مرکز یک جسم، باید یکی از ویژگیهای فیزیکی پدیده ها را بررسی کنیم که تعادل ایزوستازی نامیده می شود.
تعادل ایزوستازی، در واقع تعادل نیروهایی است که در یک ستون مایع اعمال می شوند. در مورد حرکت زمین تعادل ایزوستازی در واقع تعادل نیروهایی است که به علت وزن توده های مجاور هم ایجاد می شوند. مثال شکل 6 از هولمز و همکاران گرفته شده و بالا آمدن یک رشته کوه و فروافتادن بستر دریا را نشان می دهد که این فرونشست در اثر وزن موادی صورت گرفته که به واسطه فرسایش از کوهها جدا شده، حمل شده و روی بستر دریا رسوب کرده اند. نمونه آن فرونشست خشکی زیر سد هوور است این سد پر از آب بود. بعد از ذوب لایه یخی در انتهای عصر یخبندان، جزایر انگلستان حدود 15 فوت بالا آمدند. شواهد محلی تغییرات سطح آب دریا و/یا فرونشست خشکیها در 2000 سال گذشته در ستونهای پوزولی ایتالیا قابل مشاهده است.
می توان از شکل 7 روابط زیر را استخراج نمود که با توجه به میانگین ارتفاع میان پوسته اقیانوسی حوضه آرام و پوسته قاره ای قاره آفریقا که حدود 8 کیلومتر است، می توان موقعیت تقریبی مرکز توده را تعیین کرد. در تمام موارد چگالی گوشته و هسته خارجی ثابت فرض شده است.
میانگین اختلاف ارتفاع میان حوضه آرام و قراه آفریقا= 8 کیلومتر
R= شعاع زمین = 6400 کیلومتر
µ پوسته= چگالی پوسته= 2.8 x 103 kg/m-3
µ گوشته= چگالی گوشته= 10.7 x 103 kg/m-3
مساحت بخش X= یک کیلومتر مربع
E= فاصله مرکز هسته تا نقطه تعادل
بنابراین وزن یک کیلومتر مربع از ستون آرام تا نقطه تعادل عبارت است از:
= (6,400-8) x 1 x 2.8 x 103 E x 1 x 10.7 x 103 = (17897.6 + 10.7 x E) x 103
به طور مشابه وزن یک کیلومتر مربع از ستون آفریقا تا نقطه تعادل عبارت است از:
= (6,400) x 1 x 2.8 x 103 = 17920 x 103
برای به دست آوردن E در نقطه تعادل خواهیم داشت:
(17897.6 + 10.7 x E) x 103 = 17920 x 103
که طبق آن E برابر با 2.09 کیلومتر خواهد بود.
بالا آمدن سلسله جبالها و یا پایین رفتن کف حوضهها ، به ترتیب با افزایش یا کاهش ضخامت قشر سیال (قسمت بالایی پوسته زمین) همراه است. از جمله جالبترین نشانههایی که بیان کننده تعادل ایزوستازی است حرکت صعودی قطعه اسکاندنیاوی پس از ذوب یخهای موجود در آن منطقه است. اگر وزنهای روی قطعات شناور یخ قرار دهیم، به پایین میرود و بر عکس ، اگر روی قطعه را بتراشیم، یخ بالا میآید. بنابر همین استدلال ، میتوان گفت که فرسایش باعث بالاتر آمدن سلسله جبالهای مرتفع و نیز ته نشست رسوبات در کف حوضههای رسوبی ، باعث پایین رفتن آنها میشود. اما بایستی توجه داشت که حرکات اصلی کوهها و یا فرو نشست حوضههای را نمیتوان فقط ناشی از ایزوستازی دانست.

مقدمه
مکانیک سنگ از دو کلمه rock به معنی سنگ و mechanics به معنی مکانیک گرفته شده است. مکانیک سنگ مبحثی از علوم مهندسی است که در آن چگونگی رفتار سنگ در برابر عوامل بیرونی و درونی و تغییرات آنها مورد بحث قرار میگیرد و چون رفتار سنگ بستگی کامل به ویژگیهای آن دارد، از اینرو بررسی آن گروه از خواص سنگها که در این مورد اهمیت دارد نیز بخشی از مبحث مکانیک سنگ را تشکیل میدهد.
بناها و آثاری چون سدهای مربوط به سدههای 29 و 30 قبل از میلاد در مصر و عراق ، اهرام ثلاثه مصر ، کاخ تخت جمشید و مقبرههای نقش رستم که بر سنگ (از سنگ و یا در سنگ) ساخته شدهاند گواه بکارگیری روشهای دقیق در امر انتخاب ، استخراج و کندوکاو سنگ و لذا کاربرد مکانیک سنگ از دیر زماناند. ارتباط تنگاتنگ ما با سنگ به پیش از تاریخ بر میگردد. در آن زمان ، پیکانها ، ابزار معمولی و ظروف ، استحکامات ، خانهها و حتی تونلها از سنگ یا در سنگ ساخته میشد. ساختها و مجسمههایی مانند معبد ابوسمبل از مصر نشان دهنده استفاده از روشهای بسیار دقیق در امر انتخاب محل ، استخراج و کندوکاو بر سنگ است.

سیر تحولی و رشد
در قرون هجدهم و نوزدهم تونلهای بزرگ به منظور تهویه و زهکشی معادن ، فاضلاب ، کانال کشی و حمل و نقل با راه آهن زده شد. در همین قرن ما ، ساختن مجسمههای عظیم در مونت راشمو میل به درگیری برای ساختن پیکرهای بزرگ سنگی و به همان اندازه انتخاب گرانیت خوب را ، با وجود روی آوردن مهندسان به مصالح دیگر ، به جهانیان ثابت کرد. در این عصر که مهندسان مواد میتوانند به اقتضای نیازهای خاص و عجیب آلیاژها و پلاستیکها را بسازند ، سنگ کاری هنوز انرژی صنایع و تخیل مهندسان را به خود مشغول داشته است.
از آنجایی که حفاریها و بناهایی چون تونلهای راه آهن زیرزمینی ، تامین آب ، زهکشی و نیروگاههای زمینی ، حفرههای ذخیره آب ، نفت ، گاز ، هوا و غیره و نیز دفن زبالههای هستهای ، معادن زیرزمینی ، معادن روباز ، برشهای عمیق برای آب ریز و ... در سنگ و یا بر سنگ صورت میگیرد، لذا لزوم شناخت سنگها و مکانیک سنگ برای انسان امری انکار ناپذیر است.


ویژگی مصالحی از قبیل سنگ و خاک در مقایسه با مصالح دیگر مهندسی این است که این مصالح کمتر قابل انتخاب است و به عبارت دیگر مهندسین طراح باید طرح را برای مواد و محیطی در نظر بگیرند که خصوصیات آن محیط الزاما مطابق خواست آنها نیست و نیز این خصوصیات از محلی به محل دیگر متفاوت است، از اینرو شناخت کلیه خواص فیزیکی ، مکانیکی ، زمین شناسی ، هیدرودینامیکی و حتی کانی شناسی و چینه شناسی سنگها معمولا مفید و در مواردی حتما ضروری است.
برخی کارهای مهندسی که در حد چشمگیری با مکانیک سنگ در ارتباط هستند، شامل موارد زیر میباشند.

بلور شناسی ، علم مطالعه بلورهاست. با ارائه روشی برای توضیح چگونگی تعیین خواص فیزیکی ماده از روی سطح آن ، یعنی اصل تقارن بلور شناسی بصورت علمی مستقل در آمد. در دهه 1880 ، فیزیکدانان شواهد کافی گرد آورده بودند که پدیدههای مختلفی از قبیل در شکستگی ، انبساط گرمایی ، وقف الکتریسیته و پیزو الکتریسیته را باید با استفاده از شکل بلور توضیح داد. برای مطالعه بلورها روشهای مختلفی وجود دارد که از مهمترین آنها بلور شناسی توسط اشعه ایکس و روشهای پراش الکترون.
مطالعه بلورها به دوران یونانیها و رومیها و مطالعات کوارتزهای گوناگون ، توسط ننوفراستو و پلینیو ، باز میگردد. در سده هفدهم نخستین تلاشها برای توصیف نظم ساختاری بلورها به عمل آمد. رابرت هوک اظهار داشت که مشکل کوارتز را با فرض این که کوارتز از آرایش تناوبی کرههایی تشکیل شده باشد، میتوان توضیح داد. کریستیان هویگنس به منظور توصیف پدیده دو شکستی نور ، فرض کرد که کلسیت از آرایش تناوبی بیضیهای دوار تشکیل شده است. در سال 1784 ، ژنه ژوست هادی این فرض را مطح کرد که در بلورها مولکولها در گروههایی به شکل متوازی السطوح قرار گرفتهاند. در آرایش فضایی این گروهها میتواند شکل بلوری ماکروسکوپیکی مشاهده شده را توضیح دهد.
در سال 1827 اوگوست کوشی معادله مربوط به کشسانی را بدست آورد و با این مطالعات و با استفاده از بیست و یک پارامتر توانست شرح دهد، چگونه جسم جامد تحت اثر کنش خارجی معلوم کرنش میکند. او به مطالعات خود ادامه داد و دریافت که برای توصیف بلورها با توجه به طبیعت شبکهای آنها به پارامترهای کمتری نیاز است. پنج سال بعد توانست ارنست نویمن این نتیجهها را برابر مطالعه برهمکنش میان نورد ماده بر اساس مکانیک بکار برد. او فرض کرد که نور از ذرات خردی درست شده است. دانشجوی وی والدر سار فوگست که بعدها استاد دانشگاه کوتینگتون شد، نخستین کسی بود که تمام اطلاعات و دستاوردهای مربوط به ارتباط میان خواص فیزیکی و ساختار بلورها را در تناوبی گرد آورد.

در سال 1912 ، بلورشناسی نوین متولد یافت. در آن سال ماکس و گروهش تصویری از پراش پرتوهای ایکس توسط بلور 3ns بدست آوردند. این آزمایشها سرشت موجی پرتوهای ایکس را ، که ویلهم کنراد رونتگن در اواخر سده نوزدهم کشف کرده بود و همچنین آرایش تناوبی خوشههای اتمها را در دوران بلور به اثبات رساند. ویلیام لارش براک و پدرش ، ویلیام هنری براگ در همین زمینه به پژوهش پرداختند و معادله مشهور زیر را بدست آوردند:
که در آن d فاضله میان صفحهای خانواده معینی از صفحههای بلوری ، n که مرتبه بازتاب نامیده می شود، عدد طبیعی λ طول موج ایکس مورد استفاده و Ө زاویه فرود و زاویه بازتاب باریکه است. این معادله میگوید که کدام زاویه برای بازتاب با طول موج و خانواده صفحههای خاص مناسب است، بازتابهایی که از لحاظ هندسی مجازند در طبیعت یافت میشوند.
اگر نمونهای از تک بلور را با استفاده از پرتوهای سفید ایکس ، پرتوهایی که نه یک طول موج ، بلکه گسترهای از طول موجها را در بردارد مورد مطالعه قرار دهیم. نقش خون لاوه بدست میآید تحت این شرایط در معادله 2dsinӨ = nλ میتواند مقادیری زیاد داشته باشد. اما Ө زاویهای میان پرتو فرودی و صفحه ، برای یک خانواده صفحات خاص مقداری ثابت است. معمولا طول موجی مانند λ وجود دارد که در معادله براگ صدق میکنند و بازتاب رخ میدهد.
اگر نمونهای را با فیلم عکاسی یا آشکارسازی جدید دیگری احاطه کنیم. در نقاط مختلف روی فیلم لکههایی بدست می آوردیم که به پرتوهای بازتابیده از خانوادههای مختلف صفحات بلور مربوط میشوند. با پردازش این دادهها به طریق ریاضی به آنچه نقش پراشی را بوجود میآورد میتوان پی برد. در نتیجه ، ساختار میکروسکوپی بلور را معین میکند، یعنی میتوان فهمید شبکه بلوری این ساختار چگونه است و چه اتمهایی در تلاقی شبکهای قرار دارند.
برای مطالعه بلور شناسی توسط اشعه ایکس روشهای استاندارد دیگری هم وجود دارند که در این میان روش پودر از همه رایجتر است. در روش پودر بجای تک بعدی از نمونهای استفاده میشود که بصورت بلورهای کوچکی به ابعاد 1µm یا کمتر خرده شده است. در این روش باریکه تک فام از پرتوهای ایکس به نمونه تابیده میشود. و در این حال برای هر خانواده خاصی از صفحات تعداد زیادی بلورک با سمتگیری مناسب پیدا میشوند که بازتاب براگ فرودی است. اما تند چتری که هر تکه از پارچه آن با دسته چتر زاویهای یکسان میسازند. باریکههای بازتابیده روی مخروطی قرار میگیرند که گشودگی آن دو برابر گشودگی مخروط قبلی است. زیرا باریکه بازتابیده نسبت به باریکه اولیه زاویه 2Ө میسازد و این در حالی است که زاویه بین صفحه و باریکی اولیه برابر Ө است.
اگر فیلم عکاسی را در راه باریکه خروجی قرار دهیم، از تلاقی مخروط اخیر با صفحه عکاسی یک دایره بدست میآید: فیلم عکاسی را معمولا به شکل نوار باریک دایرهای در میآوردند و آنرا روی صفحهای که شامل باریکه خروجی است قرار میدهیم. فیلم را سوراخ میکنند تا باریکه بتواند به نمونه برسد. از تلاقی مخروطهای بازتابشی مربوط به صفحههای مختلف بلور فیلم نقش پراشی خطی بدست میآید.

در آغاز دهه 1990 روشهای جدیدی پیدا شدند که مشاهده مستقیم سطحهای بلورین را امکان میسازند. درک تغییرات ریخت شناسی که هنگام رویاندن بلور برای کاربردهای الکترونیک روی میدهند. با استفاده از پراش الکترون بجای پرتو ایکس و تحت زاویهای کم از سطح بلورها حاصل شده است. با استفاده از میکروسکوپ تونلی روبشی برای نخستین بار ، امکان مشاهده مستقیم ساختار شبکهای بلورها از طریق مشاهده اتم منفرد فراهم شد.
|
تعریف
|
معادل فارسی
|
واژه لاتین
|
|
| آبهایی که در داخل رسوبات وجود داشته و به مدت طولانی در چرخه هیدرولیکی قرارنداشته اند |
آبهای فسیل
|
connate waters
|
|
| تعیین سطوح تماس بین آب،نفت یا گاز و... در داخل چاه را گویند |
آزمایش چاه
|
well testing
|
|
| یا آلکانها که نوعی هیدرو کربن موجود در ترکیب نفت خام که فراوانترین آنها می باشد |
پارافینها
|
paraffins
|
|
| به تمامی مواد جامد، مایع و گاز هیدرو کربنی موجود در مخازن نفتی را گویند |
پترولیوم
|
petroleum
|
|
| سنگی که قسمت فوقانی مخازن نفتی را می پوشاند و از فرار و خروج نفت و گاز جلوگیری می کند |
پوش سنگ
|
cap rock
|
|
| تئوری که در آن مخازن نفتی را محدود به تاقدیسها می داند یعنی نفت و منابع هیدرو کربنی را محدود به تاقدیسها می داند |
تئوری تاقدیس
|
anticline theory
|
|
| نسبت حجم فضای خالی سنگ به حجم کل سنگ را گویند |
تخلخل
|
porosity
|
|
| توانایی نسبی یک سنگ در عبور دادن سیالات از خود |
تراوایی نسبی
|
relative permeability
|
|
| تراوش مواد هیدروکربنی بر روی سطح زمین را که به صورت طبیعی انجام می پذیرد |
تراوش طبیعی سطحی
|
natural seepage
|
|
| افزایش و توسعه چاههای استخراج یا اکتشاف مواد هیدروکربنی |
توسعه میدان
|
field development
|
|
| چاهی که از آن مستقیماًتولید مواد هیدروکربنی صورت می گیرد |
چاه تولید
|
producing well
|
|
| چاهی که از آن مواد و سیالات لازم برای استخراج را وارد مخازن هیدرو کربنی می کنند |
چاه تزریقی
|
injection well
|
|
| حفر یک چاه یا ترانشه در پوسته زمین به منظور اکتشاف یا استخراج |
حفاری
|
drilling
|
|
| منطقه یا محدوده جغرافیایی است که در آن میدانها و مخازن نفتی متعددی وجود دارد |
حوضه
|
basin
|
|
| مناطقی که مربوط به محلهای شکستگی در پوسته زمین میباشد |
حوضه های ریفتی
|
rift basins
|
|
| دکلی که در امتداد آن عمود بر زمین عمل حفاری انجام می شود |
دکل حفاری
|
rig
|
|
| نفت خام ممکن است در اثر حرارت و فعالیتهای باکیریایی به هیدرو کربنهای سبک تبدیل شود که به آن دگرسانی نفت گویند |
دگرسانی نفت
|
alteration of oil
|
|
| گنبدهای گلی که از رسهای بسیار مختلخل با هدایت حرارتی پایین |
دیاپیرگلی
|
mud diapir
|
|
| نوعی موجودات دریایی ریز تا میکروسکوپی که منشأ ماده ی آلی نفت می باشد |
زئوپلانکتونها
|
zeoplanctons
|
|
| ستونی در داخل مخزن نفت که در آن ستون نفت موجود می باشد و ارتفاع آن بسیار متغیر است |
ستون نفت
|
oil column
|
|
| شیلهای که محتوی مقدار قابل ملاحظه ای مواد آلی است |
شیلهای نفتی
|
oil shales
|
|
| مرحله جستجو و اکتشافات منابع نفتی و گاز در یک میدان یا حوضه نفتی را گویند |
فاز اکتشافی
|
exploration phase
|
|
| مرحله تولید نفت(استخراج نفت)از یک حوضه نفتی را گویند |
فازتولید
|
production phase
|
|
| موادی که حد واسط بین مواد آلی و نفت میباشد |
کروژن
|
kerogen
|
|
| حالت گازی پترولیوم را گاز طبیعی گویند |
گاز طبیعی
|
natural gas
|
|
| نوعی ماده ی فرار نفتی که از تقطیر هیدرو کربنها به وجود می آید | گازولین |
gasoline
|
|
| ماسه های آغشته به مواد هیدروکربنی |
ماسه قیری
|
tar sand
|
|
| روشهای مختلف حفاری مثل حفاری ضربه ای، دورانی |
متدهای حفاری
|
drilling bits
|
|
| ساده ترین محل تجمع یک ذخیره نفتی در زیر زمین و کوچکترین واحد از نظراقتصادی است |
مخزن
|
reservoir
|
|
| سطح تماس نفت و آب در یک مخزن نفتی |
مرزآب و نفت
|
oil-water-contact
|
|
| مسیرهایی که نفت از آنها برای مهاجرت استفاده می کند که مسیرهایی دارای نفوذ پذیری بالا هستند |
مسیرهای مهاجرت
|
migration pathways
|
|
| مخلوط طبیعی از هیدروکربنهای مایع |
نفت خام
|
crude oil
|
نمونه ای از پوش سنگ:

نمونه ای از تخلخل:

نمومه ای از تراوایی نسبی در سنگ:
نمونه ای از کروژن:

نمونه ای از دکل حفاری:
در زمین شناسی نفت یکی از تخصصهای مهم که توسط زمین شناسان و مهندسین حفاری بسیاری مورد توجه قرار گرفته است، نحوه از چاه میباشد. که در این رابطه ابتدا انرژی طبیعی موجود در مخزن را نسبتا به نوع سنگ ذخیره (ماسهای - کربناتی) مشخص مینمایند و سپس نسبت به برداشت کامل از چاه با بکار بردن روشهای پر هزینه و نیز تزریق بخار یا گاز نظر میدهند.![]()
در غالب مخازن نفت و گاز موجود در مخازن ، تحت فشار بخصوص آن مخزن قرار دارند. یعنی وقتی که چاهی در یک مخزن نفتی حفر میشود در نتیجه فشار موجود در چاه ، نفت بالای چاه و حتی تا سطح زمین نیز میتواند بالا بیاید که به اینگونه مخازن در اصطلاح مخازن خود تولید میگویند.
آب و نفت از نظر حجمی یک ضریب بالنسبه پایینی با همدیگر دارند، بدین جهت هنگام استخراج نفت ، فشار چاه به سرعت پایین میآید و هر قدر مخزن کوچکتر باشد این افت فشار سریعتر صورت میگیرد و از این افت فشار میتوانیم اطلاعات هم در مورد اندازه مخزن و ارتباط داخلی آن در طول بهره برداری تهیه نماییم.
در این رابطه چون گاز نسبت به نفت قدرت گسترش زیادی دارد در نتیجه کاهش فشار مخزن ممکن است گاز مایع را به حالت گازی شکل در آورد و گاز حل شده در نفت از حالت محلول خارج میشود. لذا حجم قسمت گاز افزایش مییابد و این حالت به نگهداری و تنظیم فشار چاه در موقع استخراج به مدت طولانی کمک میکند به این گاز اصطلاحا گاز جهنده میگویند.
فشار آب را در مخازن بزرگ بیشتر نگهداری میکنند، چون حجم بزرگتری دارند و آب در بهترین وضعیت حالتی است که در مخزن تحت فشار باشد که به آن اصطلاحا سفره تحت فشار میگویند.
در طول بهره برداری از مخازن نفتی فشار ثابتی خواهیم داشت. زیرا آبهای جدید جای نفت استخراج شده را گرفته و این فشار را تأمین میکنند که به آنها در اصطلاح آبهای جهنده میگویند. از وجود آب جهنده برای خنثی کردن افت فشار در مخازن نفتی استفاده میکنند و در صورت کمبود آن از طریق چاههای تزریقی ویژه آب یا گاز به داخل مخازن تزریق میکنند و اگر هیچگونه انرژی جهت تولید فشار در مخزن نفتی موجود نباشد در آنصورت باید نفت به بیرون پمپاژ شود.
اگر چند نوع فاز گازی یا مایع در سنگهای ذخیره وجود داشته باشد، بطوری که قبلا شرح داده شد، نفوذ پذیری از اندازه خلل و فرج و تخلخل تبعیت نخواهد کرد بلکه به میزان ارتباط سایر فازها نیز بستگی خواهد داشت. نفوذ پذیری مؤثر در واقع نفوذ پذیری یک فاز در ارتباط با سایر فازها را برای ما نشان میدهد. مثلا اگر در خلل و فرج 40 درصد آب و 60 درصد نفت موجود باشد در آنصورت نفوذ پذیری نفت کمتر از زمانی خواهد بود که تمامی خلل و فرج از نفت پر شود، یعنی 100 درصد اشباع از نفت باشد.
اگر در یک مخزن نفتی کمتر از 40 تا 50 درصد آب باشد (یعنی درجه اشباع شدگی نفت بین 50 تا 60 درصد باشد) در آنصورت از مخزن تنها نفت استخراج میگردد. اگر درصد اشباع آب بین 45 تا 85 درصد باشد در آن صورت نفت و آب استخراج میشوند. و اگر درصد اشباع آب بین 85 تا 100 درصد باشد در آنصورت فقط از مخزن آب استخراج میگردد.
چون آب سطح کانیها را خیلی راحتتر از نفت خیس میکند، بطوری که ممکن است بیشتر از 30 الی 40 درصد آب در اطراف دانههای کانیها موجود باشد و وقتی که مقدار آن بین 40 الی 50 درصد و یا بیشتر برسد در آنصورت نمیتوانیم به مدت طولانی فاز پیوسته نفت را داشته باشیم و قطرات نفت همراه با آب میتوانند جریان پیدا کنند و اگر مقدار نفت کم باشد در اینصورت نفت بصورت قطرات کوچک در خلل و فرج سنگ ذخیره باقی خواهد ماند و آب از کنار آن عبور خواهد نمود.
از سنگهای ذخیره نفت و گاز از نوع کربناتی تا زمانی که درجه اشباع نفتی بین 30 الی 40 درصد و بیشتر باشد چون چسبندگی گاز کمتر است و خیلی راحت از کنار آب عبور میکنند، لذا میتوان فقط گاز استخراج نمود. و در درجه بالاتری از اشباع شدگی ، گاز همراه نفت جریان یافته و در درجه اشباع نفتی حدود 55 درصد ، نفت و گاز نفوذ پذیری مشابهی خواهند داشت.
نظرات ()