Even though I clutch my blanket and growl when the alarm rings, thank you, Lord, that I can hear. There are many who are deaf.
Even though I keep my eyes closed against the morning light as long as possible, thank you, Lord, that I can see. Many are blind.
Even though I huddle in my bed and put off rising, thank you Lord,that I have the strength to rise. There are many who are bedridden.
Even though the first hour of my day is hectic, when socks are lost, toast is burned and tempers are short, my children are so loud thank you, Lord, for my family. There are many who are lonely.
Even though our breakfast table never looks like the pictures in magazines and the menu is at times unbalanced, thank you, Lord, for the food we have. There are many who are hungry.
Even though the routine of my job is often monotonous, thank you, Lord, for the opportunity to work. There are many who have no job.
Even though I grumble and bemoan my fate from day to day and wish my circumstances were not so modest, thank you, Lord, for life.
If we can pass this on to most people we know, it might help a bit to make this world a better place to live in.
|
تعریف
|
معادل فارسی
|
واژه لاتین
|
|
| آبهایی که در داخل رسوبات وجود داشته و به مدت طولانی در چرخه هیدرولیکی قرارنداشته اند |
آبهای فسیل
|
connate waters
|
|
| تعیین سطوح تماس بین آب،نفت یا گاز و... در داخل چاه را گویند |
آزمایش چاه
|
well testing
|
|
| یا آلکانها که نوعی هیدرو کربن موجود در ترکیب نفت خام که فراوانترین آنها می باشد |
پارافینها
|
paraffins
|
|
| به تمامی مواد جامد، مایع و گاز هیدرو کربنی موجود در مخازن نفتی را گویند |
پترولیوم
|
petroleum
|
|
| سنگی که قسمت فوقانی مخازن نفتی را می پوشاند و از فرار و خروج نفت و گاز جلوگیری می کند |
پوش سنگ
|
cap rock
|
|
| تئوری که در آن مخازن نفتی را محدود به تاقدیسها می داند یعنی نفت و منابع هیدرو کربنی را محدود به تاقدیسها می داند |
تئوری تاقدیس
|
anticline theory
|
|
| نسبت حجم فضای خالی سنگ به حجم کل سنگ را گویند |
تخلخل
|
porosity
|
|
| توانایی نسبی یک سنگ در عبور دادن سیالات از خود |
تراوایی نسبی
|
relative permeability
|
|
| تراوش مواد هیدروکربنی بر روی سطح زمین را که به صورت طبیعی انجام می پذیرد |
تراوش طبیعی سطحی
|
natural seepage
|
|
| افزایش و توسعه چاههای استخراج یا اکتشاف مواد هیدروکربنی |
توسعه میدان
|
field development
|
|
| چاهی که از آن مستقیماًتولید مواد هیدروکربنی صورت می گیرد |
چاه تولید
|
producing well
|
|
| چاهی که از آن مواد و سیالات لازم برای استخراج را وارد مخازن هیدرو کربنی می کنند |
چاه تزریقی
|
injection well
|
|
| حفر یک چاه یا ترانشه در پوسته زمین به منظور اکتشاف یا استخراج |
حفاری
|
drilling
|
|
| منطقه یا محدوده جغرافیایی است که در آن میدانها و مخازن نفتی متعددی وجود دارد |
حوضه
|
basin
|
|
| مناطقی که مربوط به محلهای شکستگی در پوسته زمین میباشد |
حوضه های ریفتی
|
rift basins
|
|
| دکلی که در امتداد آن عمود بر زمین عمل حفاری انجام می شود |
دکل حفاری
|
rig
|
|
| نفت خام ممکن است در اثر حرارت و فعالیتهای باکیریایی به هیدرو کربنهای سبک تبدیل شود که به آن دگرسانی نفت گویند |
دگرسانی نفت
|
alteration of oil
|
|
| گنبدهای گلی که از رسهای بسیار مختلخل با هدایت حرارتی پایین |
دیاپیرگلی
|
mud diapir
|
|
| نوعی موجودات دریایی ریز تا میکروسکوپی که منشأ ماده ی آلی نفت می باشد |
زئوپلانکتونها
|
zeoplanctons
|
|
| ستونی در داخل مخزن نفت که در آن ستون نفت موجود می باشد و ارتفاع آن بسیار متغیر است |
ستون نفت
|
oil column
|
|
| شیلهای که محتوی مقدار قابل ملاحظه ای مواد آلی است |
شیلهای نفتی
|
oil shales
|
|
| مرحله جستجو و اکتشافات منابع نفتی و گاز در یک میدان یا حوضه نفتی را گویند |
فاز اکتشافی
|
exploration phase
|
|
| مرحله تولید نفت(استخراج نفت)از یک حوضه نفتی را گویند |
فازتولید
|
production phase
|
|
| موادی که حد واسط بین مواد آلی و نفت میباشد |
کروژن
|
kerogen
|
|
| حالت گازی پترولیوم را گاز طبیعی گویند |
گاز طبیعی
|
natural gas
|
|
| نوعی ماده ی فرار نفتی که از تقطیر هیدرو کربنها به وجود می آید | گازولین |
gasoline
|
|
| ماسه های آغشته به مواد هیدروکربنی |
ماسه قیری
|
tar sand
|
|
| روشهای مختلف حفاری مثل حفاری ضربه ای، دورانی |
متدهای حفاری
|
drilling bits
|
|
| ساده ترین محل تجمع یک ذخیره نفتی در زیر زمین و کوچکترین واحد از نظراقتصادی است |
مخزن
|
reservoir
|
|
| سطح تماس نفت و آب در یک مخزن نفتی |
مرزآب و نفت
|
oil-water-contact
|
|
| مسیرهایی که نفت از آنها برای مهاجرت استفاده می کند که مسیرهایی دارای نفوذ پذیری بالا هستند |
مسیرهای مهاجرت
|
migration pathways
|
|
| مخلوط طبیعی از هیدروکربنهای مایع |
نفت خام
|
crude oil
|
نمونه ای از پوش سنگ:

نمونه ای از تخلخل:

نمومه ای از تراوایی نسبی در سنگ:
نمونه ای از کروژن:

نمونه ای از دکل حفاری:
نظرات ()